«تعریف هنر و تکنولوژی در اجراهای Immersive»
در دنیای امروز، مرز میان هنر و تکنولوژی بیش از هر زمان دیگری آشکار شده.
هنر دیگر فقط قاب نقاشی یا صدای ساز نیست؛ هنر، تجربهایست که ما را در خود غرق میکند.
از زمانی که نور، صدا، حرکت، تصویر و کد کنار هم قرار گرفتند، اجراهای immersive یا فراگیر پدید آمدند؛ اجراهایی که مخاطب صرفاً تماشاچی نیست، بلکه بخشی از داستان است.
در اینجا، تکنولوژی نه بهعنوان ابزار، بلکه بهعنوان زبان دوم هنرمند حضور دارد. نور به احساس معنا میدهد، صدا با فرم گفتوگو میکند و فضا به حرکت پاسخ میدهد.یا ترکیب هر کدام از اینها،شاید نحوه و شیوه عجیبی برای ابراز یک حالت است.
«حیطه فعالیت من چیست؟»
من در مرز میان اجرا، نور، صدا و تکنولوژی زندگی میکنم.
کار من خلق فضاهاییست که در آن موسیقی، تصویر، حجم، و حرکت با هم ترکیب میشوند تا یک تجربهی چندوجهی ساخته شود.
چه در قالب اجراهای زندهی موسیقی با نورپردازی هوشمند، چه در ساخت فضاهای تعاملی در رویدادها، نمایشگاهها یا اجراهای مفهومی، تمرکز من همیشه بر احساس مشترک مخاطب و اجراگر است.
من با ابزارهایی مانند:
نورپردازی سینکشده با صدا
نرمافزارهای کنترل زندهی تصویر و صدا (مانند Ableton Live، TouchDesigner، MadMapper)
پرینت سهبعدی برای ساخت صحنه یا اشیای مفهومی و یا ویدیو مپینگ روی آنها
الگوریتمهایی که به اجرا واکنش نشان میدهند
- بداهه نوازی با ساز
در تلاش برای خلق تجربههایی هستم که تکرارناپذیرند و در حافظهی مخاطب باقی میمانند.
«چرا من وارد این مسیر شدم؟»
از کودکی، شیفتهی بازی با صداها و نورها بودم.عاشق اجرای زنده،نه به عنوان یک نمایش فردی بلکه بعدها فهمیدم که کار گروهی چندین برابر این نیاز رو رفع میکنه.
پدرم در صنعت و هنر ریشه داشت، مادرم با آموزش و حرکت آشنا بود، و من همیشه در میان ابزار، ساز و فکرهای خلاقانه رشد کردم.
برای من، هنر همیشه چیزی بود که باید لمس شود، نه فقط دیده یا شنیده.مبهوتش میشدم انگار که میخواستمش.
وقتی اولینبار یک اجرای نور و صدا را زنده کنترل کردم و دیدم چطور مخاطب در آن حل میشود، فهمیدم که راه من همینجاست.
مسیر من در همتنیدگیِ فناوری و احساس است. جایی که کد، رنگ و ریتم، دست در دست هم، برای ایجاد لحظهای ناب تلاش میکنند.
اینجا، جاییست که «من» در آن زندهام.
بخش Nocturnix — امید بعد از تاریکی
Nocturnix فقط یک نام نیست؛
این اسم برآمده از جهان ذهنی من است. جهانی که در آن تاریکی و جایی است که شیطان صفت ها در حال افول هستند،اما این به آن معنی نیست که هنوز بی ابهت هستن،نه اما زمانی است که میخواهیم فکر کنیم که تمام شده است، نه تهدید، بلکه آغاز کشف است؛ جایی که صدا، نور و حرکت با هم برای ساختن تجربهای فراگیر همکاری میکنند.
Nocturnix تولد ایدهایست که سالها در ذهنم شکل گرفت؛ جایی که اجراهای زنده، موسیقی الکترونیک، طراحی نور، سازههای فیزیکی، و تکنولوژی دیجیتال در هم میآمیزند تا لحظههایی بسازند که مخاطب را نه فقط سرگرم، که دگرگون کنند.
در Nocturnix:
هر اجرا یک سفر است.
هر نور، هر صدا، هر شیء یک پیام است.
ما با ابزارهای دیجیتال و آنالوگ، با ساز و نرمافزار، با حس و منطق، جهانی خلق میکنیم که برای لحظاتی، واقعیت را دگرگون میکند.
- ما در Nocturnix آموزش و پرورش یک هنرمند متفاوت و پیشرو را آموزش میدهیم.
Nocturnix بازتاب خود من است، اما به شکل جمعی.
چیزی فراتر از من، اما ریشهگرفته از زیست من.
برندی که میخواهد مخاطب را به یاد بیاورد که حتی در تیرهترین لحظهها، جایی هست که زیبایی از دل تاریکی میدرخشد.
ا

