کارگردان انیمیشن و هنرمند چندرسانهای
الهه رفیعی، که با نام «الا» فعالیت میکند، هنرمندی چندرسانهای است که از سال ۲۰۱۲ فعالیت خود را آغاز کرده است. مسیر او از نقاشی شروع شد و بهتدریج به انیمیشن، ویدئو آرت، ویدئو مپینگ و هنرهای میانرشتهای گسترش پیدا کرد.
در آثار او، طراحی، تصویر، فیلم، موسیقی و حرکت در کنار مفاهیمی مانند تخریب، زوال، زمان، تاریخ و بازیابی قرار میگیرند.
آثار او در قالب نقاشی، انیمیشن و ویدئو آرت در داخل و خارج از ایران نمایش داده شدهاند.
اما شاید مهمتر از تکنیکهایی که استفاده میکند، نوع نگاه او به «فرم» باشد.
هر چیزی میتواند فرم باشد
یکی از مهمترین نقاط عطف مسیر هنری الا، تجربهای است که در حدود بیستسالگی هنگام طراحی به آن رسید:
«به چیزی که فکر میکنی، میبینی یا میشنوی یا لمس میکنی... خارج از فرم نیست.»
برای او، این نگاه باعث شد مرز میان فرم و محتوا کمرنگ شود.
اگر هر چیزی بتواند فرم باشد، دیگر نمیتوان یک مرز قطعی میان «چیزی که گفته میشود» و «چگونگی گفته شدنش» کشید.
همین نگاه بعدها در مسیر او به سمت سینما، انیمیشن، حرکت و تدوین ادامه پیدا کرد؛ جایی که حرکت خودش به یک زبان تبدیل میشود.
از انیمیشن تا تئاتر و هنر میانرشتهای
آشنایی الا با انیمیشن و سپس علاقهمندی به ترکیب آن با تئاتر، یکی از عوامل اصلی ورود او به جهان هنر و تکنولوژی بود.
تعامل با سینما، انیمیشن و هنرمندان متخصص این حوزه نیز نگاه او را نسبت به حرکت و تدوین گسترش داد.
برای او، تکنیک صرفاً مجموعهای از ابزارها نیست؛ شناخت تکنیک بخشی از شناخت زبان اثر است.
به همین دلیل است که در پروژههایش ممکن است از یک تکنیک کاملاً سنتی استفاده شود، یا یک تکنولوژی جدید، یا ترکیبی از چند حوزه متفاوت.
حتی ممکن است شیمی، فیزیک یا مهندسی وارد فرآیند خلق اثر شود.
او درباره رابطهاش با تکنولوژی نگاه مشخص و در عین حال بازیگوشانهای دارد:
«خیلی سوال عجیبیه چون میتونه همزمان هدف باشه هم رسانه، یا میتونه هیچکدوم از اینها نباشه.»
هنر بهعنوان راهی برای خروج از روزمرگی
برای الا، هنر فقط تولید یک اثر نیست.
هنر فرصتی است برای تجربه کردن چیزی خارج از روزمرگی؛ فضایی که در آن بتوان آزاد بود و تجربهای را با دیگران به اشتراک گذاشت.
او درباره این تجربه میگوید که از طریق زبان هنر، چیزی میتواند به شکلی متفاوت فرصت ظهور پیدا کند؛ چیزی که ممکن است قابل شنیدن، دیدن یا حس کردن باشد.
این نگاه، هنر را برای او به یک تجربه تبدیل میکند؛ نه صرفاً یک محصول.
تجربههایی که مسیر را تغییر دادند
زندگی شخصی و اتفاقات اجتماعی نیز بخش مهمی از جهان فکری الا را شکل دادهاند.
از دست دادن پدر و شرایط خاص زندگی، مسیر شخصی او را تغییر داده است.
در کنار آن، جنگ، اعتراضات، بحرانهای اجتماعی و سیاسی و همچنین بحرانهای محیط زیستی، از جمله اتفاقاتی هستند که به گفته خودش بهطور مستقیم یا غیرمستقیم بر نگاه او تأثیر گذاشتهاند.
این تجربهها در علاقه او به مفاهیمی مانند زوال، تخریب، زمان و بازیابی نیز بازتاب پیدا میکنند.
«راه باریک پشت کوه»؛ وقتی تصویر وارد صحنه میشود
یکی از پروژههای مهم اخیر الا، تئاتر «راه باریک پشت کوه» در سال ۲۰۲۵ است.
او در این پروژه بهعنوان طراح و ایدهپرداز ویدئو، مسئول اجرای ویدئو مپینگ و انیمیشن حضور داشته است.
پروژه بر اساس نمایشنامه «راه باریک پشت کوه» نوشته افشین هاشمی شکل گرفت؛ متنی که ریشههایی در سنت روحوضی دارد اما در اجرای این پروژه به یک تراژدی تبدیل شده است.
در این اثر، ویدئو پروژکتور، ویدئو مپینگ، صدا و نور در کنار بازیگر قرار گرفتند.
تصویر صرفاً یک پسزمینه نبود؛ بلکه بخشی از روایت بود.
تعامل میان بازیگر، اشیای موجود در پسزمینه و ویدئو باعث شد مرز میان واقعیت و خیال روی صحنه شکل دیگری پیدا کند.
به تعبیری، یک فضای تعاملی روی خود صحنه ساخته شد.
پروژهای که هنوز ساخته نشده
الا در ذهن خود چند پروژه و ایده دارد که هنوز فرصت ساختنشان را پیدا نکرده است.
یکی از آنها ساخت فیلمی جستارگونه درباره جنگ است.
پروژه دیگر، نمایشنامهای براساس شعری از فروغ فرخزاد است.
او همچنین پروژهای قدیمی درباره محیط زیست دارد که هنوز تمایل دارد آن را گسترش دهد.
اما شاید جاهطلبانهترین تصویر آینده او، خلق یک جهان هنری در یک فضای بزرگ و متروکه باشد:
«یک فضای بزرگ مانند یک کارخانه، یک جای متروکه، در آن جهانی را خلق کنم که ترکیبی از صدا، تصویر، حرکت و نمایش باشد.»
در این تصویر، یک فضای فراموششده دوباره بازیابی میشود؛ اما نه به شکل یک ساختمان یا مکان معمولی، بلکه به شکل یک اثر هنری و یک Installation.
پروژههایی که در حال شکلگیریاند
در حال حاضر چند پروژه در مسیر کاری الا قرار دارند؛ از جمله:
- فیلم کوتاه «آتش»
- تئاتر «گیلگمش»
- پروژههای گذشته مانند «راه باریک»
- «نخست گاهان»
- ویدئو آرت «کوف»
- مجموعه آثار نقاشی Reconstruction
او خودش نیز تأکید میکند که پاسخ به این سؤال که «کدام پروژه بیشترین شباهت را به من دارد؟» برایش دشوار است؛ چون احساس میکند دائماً در حال تغییر است.
شاید به همین دلیل، به جای یک پروژه مشخص، مفاهیمی مثل زوال، تخریب، بازیابی و زمان بیش از هر چیز به جهان شخصی او نزدیکاند.
Nocturnix؛ جایی برای ترکیب هنر و تکنولوژی
الا به دنبال همکاریای است که در آن تکنولوژی صرفاً بهخاطر تکنولوژی وارد پروژه نشود.
آنچه برای او جذاب است، ترکیب هنر تعاملی، فرم بصری، حرکت و هنر مفهومی با امکانات تکنولوژیک است؛ جایی که تکنولوژی در خدمت خلق یک اتفاق قرار بگیرد.
تجربه او در تصویر، حرکت، هنر مفهومی و شناخت تکنیک میتواند در چنین پروژههایی نقطه اتصال مهمی باشد.
او در آینده به حوزههایی مانند:
واقعیت مجازی و افزوده، Bio Art، Sound Art و Urban Art
علاقه دارد و همکاریهای میانرشتهای را بهعنوان بخشی از مسیر آینده خود میبیند.
الا رفیعی؛ یک هنرمند در حال تجربه کردن
اگر قرار باشد الا خودش را در یک جمله معرفی کند، انتخابش این است:
«یک هنرمند مولتیمدیا که در پروسهی خلق و داستانگویی و تجربه کردن هستم.»
شاید همین جمله بهترین نقطه برای فهم جهان هنری او باشد.
الا هنوز در حال تعریف کردن مرزهای کار خودش است؛ میان نقاشی و انیمیشن، میان تصویر و حرکت، میان تکنولوژی و هنر، و میان واقعیت و خیال.
برای او، اثر نهایی شاید تنها بخشی از ماجرا باشد.
بخش مهمتر، فرآیند تجربه کردن، خلق کردن و پیدا کردن شکل تازهای برای روایت کردن است.


